شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

164

نفثة المصدور ( فارسى )

ماذا بعشّك . . . الخ كه يك بيت شعر مىشود و معنى آن اينكه : اين نه آشيانهء تست ، بگذر از خانه‌اى كه سازگار تو نيست . در « اساس البلاغة » و « لسان العرب » و « تاج العروس » و « اقرب الموارد » در مادّه ( ع ش ش ) اين مثل آمده است كه : ليس هذا بعشّك فادرجى ، و گفته‌اند كه اين مثلى است و در خطبهء حجّاج وارد شده است و بدين معنى است كه : ليس لك فيه حقّ فامضى ، يقال لمن ينزل منزلا لا يصلح له و نيز يضرب مثلا لمن يرفع نفسه فوق قدره و لمن يتعرّض إلى شىء ليس منه ، و در « مقامات الحريرىّ » ( چاپ دوساسى ج 2 ص 595 ) « 1 » اين مثل آمده است كه : ليس بعشّك فادرجى . . . الخ و خود حريرى آن را تفسير كرده است ، بدين نحو كه : « هذا مثل يضرب لمن يتعاطى مالا ينبغى له » و در لسان عرب بطور مجاز مىگويند : نبا منزله به إذا لم يوافقه و منه قول الشّاعر : و إذا نبابك منزل فتحوّل ( التّاج ) و به نظر مىرسد كه شاعرى لفظ مثل را گرفته و بيتى بصورتىكه در كتاب آمده بوده است از آن ساخته بوده « 2 » » اين بيت در « جهانگشاى جوينى » ج 2 ص 56 نيز آمده است . و اصل مثل در « مجمع الأمثال » ج 2 ص 116 و نيز ص 314 ضمن مثل « هذا أوان الشّدّ فاشتدّى زيم » به صورت : « ليس هذا بعشّك فادرجى » و در « جمهرة الأمثال » ص 175 و « كتاب الأمثال » ص 92 و « المستقصى فى أمثال العرب » ج 2 ص 305 به صورت : « ليس بعشّك فادرجى » مذكور افتاده است . ( 103 ) - ص 24 س 7 شب در شراب . . . الخ اين مصراع با تفاوتى اندك در « ديوان انورى » آمده است و تمامت بيت و دو بيت قبل و بعد آن چنين است : گفتم چه گويمت كه درين حق بدست توست * اى ناگزير عاشق و معشوق حق‌گزار ليكن ز شرم آنكه در اين هفته ، بيشتر * شب در شراب بوده‌ام و روز در خمار

--> ( 1 ) - در طبع مصر ، 1326 ه ، ص 512 ( 2 ) - پايان نوشتهء استاد مينوى